تبليغاتX
مریم ترین مریم! آنیما
2008/8/16
ما را که بَرَد خانه ؟!

آسمان را بار‌ها

 

با ابرهای تیره‌تر از این دیده‌ام

 

اما بگو ای برگ!

 

در افق این ابر شب‌گیران

 

کاین‌چنین دل‌گیر و بارانی‌ست

 

پاره اندوه کدامین یار زندانی‌ست؟ (1)

 

***

 

روزی آمده بودی

 

که من تمام ِ نشانی‌ها را نوشتم

 

با خط بد نوشتم

 

و تو تمام خانه ها را گم کردی

 

به من نگفتی

 

هم‌سایه ها گفتند

                              دیر آمدی

پنجره بوی رطوبت داشت

                                 به من نگفتی

که بیرون از خانه

 

باران است.  (2)

 

 

1- شفیعی کدکنی

2- احمد‌رضا احمدی

 

غیر مربوط: سه لینک زیر را برای مطالعه حتما توصیه می کنم:

۱- شعر شهریار در مدح هاشمی رفسنجانی و خامنه ای

۲- نقل قول هایی از مشاهیر غربی در مورد دین

۳- آیا خمینی شاعر بود!؟ دیدار خمینی و نادر نادرپور

+ | موضوع : دل نوشته | نوشته شده توسط مجید در 14:48 |
2008/7/30
بی سرزمین تر از باد!
 

یه آینه از ما رو به رو   ...   شعر ِ تاریخ ساز ِ تو کو ؟

 

گرفتار ِ خود می شوم. فکر می کردم دچارم! همان "دچاری" که سُهراب گفت. فکر کردم دچار ِ آن رگ ِ پنهان ِ رنگ ها شده ام! امان از من! که اشتباه می کردم.

گرفتار ِ خود می شوم. فکر می کردم حداقل تجربه ایست که می تواند پیامدی ساده داشته باشد و نهایتا فراموش شود! امان از من! که اشتباه می کرد.

چقدر می شود "یوسف وارانه" لحظه های غریب ِ هوس بازی را به فرصت هایی که رنگ ِ ترانه دارند بَدَل کرد! می شود "دچار" بود! می شود "تنها" بود! می شود خلوتی داشت پر از "تبسم های پوشیده ی گیاه"

بالش ِ بیداری ِ من را بیاورید... می خواهم تا ابد بخوابم... چشم هایم را روی هم بگذارم... ولی دست هایم را نه!

روزی بیدار خواهم شد... روزی که هوای اینجا، هوای حرف ِ تو باشد و بس...

رختی خواهم پوشید از جنس ِ اعجاز و خودم را به شعر معرفی خواهم کرد....

چرا من نشنیدم صدای فاصله ها را !؟

 

"مجید"

+ | موضوع : دل نوشته | نوشته شده توسط مجید در 10:16 |
2008/7/18
بگذار این را باور نکنم!

بگذار این بار باور نکنم! این قصه ی همیشه تکرار ِ هجرت با طعم ِ اشک های سر ریز را باز هم باید بخوانم.

بگذار به جای همه ی اینها "هامون" را دوباره از سر خوش بخوانم و باور کنم!

بگذار "کاغذ بی خط" ات را اینبار هم نگذارم خط خطی شود!

بگذار این بغض ِ "خانه سبز" هرز تر از این نشود!

بگذار این بار ِ دیگر "تفنگ سر پر" را به سوی خودم نشانه بگیرم!

تو بزرگمردانه "حکم" ِ پیاده شدن از "اتوبوس ِ شب" را امضا کردی!

من ماندم و باز هم شب ناله های "خواهران ِ غریب"!

هنوز تشنه ام که "صدای پای آب" را از صدای تو بنوشم...

 

خسرو شکیبایی ِ جان، حتی اگر پرویز پرستویی هم بغضش را بشکند و بگوید که تو رفتی، بگذار این را باور نکنم!

 

این روز ِ شب زده - مجید. بیست و هشت ِ تیر ِ ۸۷

+ | موضوع : دل نوشته | نوشته شده توسط مجید در 12:0 |
2008/4/1
چه دلبرانه میکشی!

گرچه جدا از تو ولی

همیشه با تو زیستم

"من و تویی" نکن که من

کسی به جز تو نیستم

 

کم شدم از تو، کم شدم

کم شدم از وفور ِ تو

گم شدم از تو، گم شدم

گم شدم از حضور ِ تو

 

آواره در قفس شدم

ترانه خوان ِ خامُشی

برهنه زیر ِ تیغ ِ تو

چه دلبرانه می کشی ...

 

روزنوشت:

دلتنگ بودم

دلتنگ ِ یک عاشقانه ی "من کُش ِ سرکِش"

یافتم!

یافتم!

"ایــــــرج جـــنتی ِ عــطــایـی"

با صدای ِ

"بــیژن ِ مرتضوی"

 

"ا"

را دوست دارم!

اول ِ "ا"عتیاد

اول ِ "ا"زل

اول ِ "ا"بد

آخر ِ خد"ا"

 

"ا" هر چه هست؛ راست است!!

+ | موضوع : دل نوشته | نوشته شده توسط مجید در 12:29 |
2008/3/2
u&i

ســـرده،
ســرده،
دنيا به اندازه ي گرماي بودنت سـرده.
اگه صدا يخ بسته،اگه اميدي کز کرده
اگه من پشت يه مسير راه گم مي کنم،
اگه دنيا به اندازه ي نبودنت سرده،
غمي نيـست!
حساب اين يخ بستگي به دست ِ گذر ِ فصل ها
تقصير برف غصه،
به گردن زمستون،
اما وقتي فردا بهار بياد

چه کسي سرماي اين روزگارُ گردن مي گيره.

چه کسي؟
تــــــو بگو!!!

"فرزاد حسنی عزیز"

روزنوشت: چند وقت فاصله گرفتم از دنیای مجازی فقط به دوستانی که سفارش کرده بودند سر میزدم یا دیگر وبگاه هایی که اتفاقی سر راهم قرار میگیرند ولی خوب دیگر بار باز خواهم گشت به وبگردی هایم...

در این مدت چیزی ننوشتم جز یک شعر یا ترانه که ....
حس ِ خوبی ندارم این روزها، لحظه های خوشی نمیگذره بر من...
شنیده ام جناب ِ "فریدون آدمیت" نیز در بستر ِ بیماری قرار گرفته اند، خدا شفایشان دهاد...

ترانه ام را مینویسم بی آنکه نگران ِ کاستی هایش باشم و این یعنی خیلی دلتنگم!

قبلش بخونید:

"تو فکر می‌کنی وقتی آلت تناسلی آدم جای مغزش بخواهد فرمان بدهد، چه اتفاقی می‌افتد. مذکرش می‌خواهد دنیا را پاره کند و مؤنثش می‌خواهد همه‌ی دنیا را بکشد وسط لنگش..."

نقل از رمان "فریدون سه پسر داشت"

و اما ترانه ی "بگو!"

کمی به من دروغ بگو

خنده ی غمناک ِ تو کو؟

میشه یه بار دیگه بریم

به شهر ِ خوب ِ آرزو؟

غصه دیگه تو آغوشه

نه بغله ، نه رو به رو

عاشق شدن کار ِ دله

کار ِ من ُ بهم بگو!

 

گل ِ سر به زیر ِ مریم

بگو دنیا سر کاره

واسه ی خوشبختی ِ ما

خدا انگار کم میذاره

 

آینه تن به تنت داد

شب ِ عریان ِ ستاره

رخت ِ تو غزل سروده

وقت ِ دیدن ِ دوباره

 

شعر ِ نگفته رو بگو

"دوسِت دارم" از نو بگو

واسه خواب ِ بی ستاره

قصه ی من رو تو بگو

 

کمی به من دروغ بگو

خنده ی غمناک ِ تو کو؟

 

آخر ِ حرفت همینه

پدیده ی خدافظی!

به جای یه غذای خوب

تو شعر ِ هجرت میپزی!!

 

گل ِ سر به زیر ِ مریم

بگو دنیا سر ِ کاره

واسه خوشبختی ِ ما

خدا انگار کم میذاره

 

اگر کسانی بعد از خواندن ِ این کار فکر میکنند، قرار دادن ِ آن، عبث بوده و نشان از ضعف است، دیگه اینجا سر نزنن!!

 

بی ربط: این روزها "Buddha Bar" گوش میکنم! شما چطور؟!

+ | موضوع : دل نوشته | نوشته شده توسط مجید در 21:18 |
2008/2/12
My Super Ex-girlfriend

خدا آدم و حوا را غافلگیر کرد و

به آنها گفت

ادامه بدهید؛خواهش می‌کنم!

خودتان را برای خاطر من ناراحت نکنید

خیال کنید انگار نیستم.

 

ژاک پرورJacques Prevert))

 

 

1- فکر و فکر و فکر که هدیه چی باشه؟!

از Six of the best valentine's day giftsچیزی پیدا نمیشه!

 

هنوز هم به نتیجه نرسیدم!

رفتم سراغ ِ Hot valentine's gifts

ولی باز هم...

 

تازه بدون ِ پیام هم که نمیشه پس مجبورم برم به Valentine Love Messages!و یک پیام درست و درمون هم پیدا کنم!

 

 

2- FREDDIE MERCURY"" و این ترانه ی زیبا از او:

 

Can anybody find me, somebody to love?
Each morning I get up I die a little
Can barely stand on my feet
Take a look in the mirror and cry
Lord what you're doing to me
I have spent all my years in believing you
But I just cant get no relief,
Lord!
Somebody, somebody
Can anybody find me
,
somebody to love?

I work hard every day of my life
I work till I ache my bones
At the end I take home my hard earned pay all on my own -
I get down on my knees
And I start to pray
Till the tears run down from my eyes
Lord - somebody - somebody
Can anybody find me - somebody to love?

(he works hard)

Everyday - I try and I try and I try -
But everybody wants to put me down
They say Im goin crazy
They say I got a lot of water in my brain
Got no common sense
I got nobody left to believe
Yeah - yeah yeah yeah

Oh lord
Somebody - somebody
Can anybody find me somebody to love?

Got no feel, I got no rhythm
I just keep losing my beat
Im ok, Im alright
Aint gonna face no defeat
I just gotta get out of this prison cell
Someday Im gonna be free, lord!

Find me somebody to love
Can anybody find me somebody to love?

 

»Queen«   Freddie Mercury

 

آهنگ این کار و اجرای "Some Body To Love" به سبک Rock بسیار دلنشین و زیباست!

 

که مقداری از این اثر رو در some body... به صورت آنلاین میتونید گوش کنید.

و کلیپش رو در اینجا ببینید: Clip

 

3- وقتی قراره حرف ِ آخر این باشه: "من خوبم ، تو خوبی، ولی ما به درد هم نمیخوریم، شک نکن و این برای هر دومون بهتره!"

میخوام صد سال سیاه! ولنتاین برگزار نشه!

 

4- قطعه ی زیر از ترانه ی "Take a message to Mary" هم که فکر میکنم برای
"Felice and Boudleaux Bryant" باشه و "Bob Dylan" هم اجرا کرده است.

(1959)

 

Take a message to "Mary"

But don’t tell her what I’ve done

Please don’t mention the stagecoach

And the shot from a careless gun

You can tell her I had to change my plans

And cancel out the wedding day

But please don’t mention my lonely cell

Where I’m gonna pine away

Until my dying day

 

Take a message to Mary

But don’t tell her all you know

My heart’s aching for Mary…

 

۵- How to find out who Is sending you valentine's cards

 

این هم یک کلیپ جالبه،

اگر سرعت اینترنتتون خوبه یا به جای اون ، حوصله ی شما عالیه!

توصیه میکنم کلیپ فوق رو ببینید (time: 3:16)

 

۶-

من ُ کم کن از من، سر به زیرترین ترانه

گم شده عطری که بویش پیچیده در خانه

شکست ِ همه ی من در یک جنگ ِ تن به تن

تو ای مریم ترین مریم، من ُ کم کن از من

تو هر چه میگویی دستور زبان ِ عاشق است

تو که نیستی آینه تنها اسیر ِ هق هق است      (مجید)

 

من از عطرِ آهسته‌ی هوا می‌فهمم
تو بايد تازه‌گی‌ها
از اينجا گذشته باشی.

گفت‌وگویِ مخفی ماه و
پرده‌پوشیِ آب هم
همين را می‌گويند.         

ديگر نيازی به دعای دريا نيست
گلدان‌ها را آب داده‌ام
ظرف‌ها را شسته‌ام
       خانه را رُفت و رو کرده‌ام
       دنيا خيلی خوب است،
                                 بيا !

علامتِ خانه‌بودنِ من
همين پنجره‌ی رو به جنوبِ آفتاب است،
تا تو نيايی
پرده را نخواهم کشيد.

(سید علی صالحی)

 

منو کشتی، منو کشتی، منو کشتی

 

کشته باشی.... خوش به حالم.

(محمد صالح علا)

 

My Super Ex-girlfriend! Happy valentine

My Super Ex-girlfriend !

Happy Valentine

Happy Valentine

Happy Valentine

Be Mine Honey for me…

 

روزنوشت:

1- از آنجا که نمی شود در یک زمان هم عاقل بود هم عاشق

پس:

بانوی موسیقی و گل، اسطوره ی عاشق شدن، تا من دوباره من بشم، دوباره لبخندی بزن!

 

2- خوشحالم که عمل استاد محمدرضا شجریان با موفقیت انجام شد. خدا ایشان را حفظ بفرماید.

 

3- «امانوئل كانت» در دوازدهم فوریه درگذشت. سالمرگ این بزرگ را گرامی میدارم.

او هیچ وقت ازدواج نکرد و حدس بنده این است که خیلی از موفقیت هایش از همین جا نشات میگیره!!

 

4- شاپور رحیمی گفت:

"با موسیقی‌های بی‌هویتی كه امروزه به نام پاپ عرضه می‌شود ـ كه به نظر من پاپ هم نیستند ـ نمی‌توان حافظ و سعدی را به جوان امروز شناساند. از این موسیقی‌های بی‌سر و ته تعدادی جوان هیپی حاصل می‌شود، نه جوان‌های عمیق و متفكر. با موسیقی پاپ و راك ما به هیچ جا نمی‌رسیم."

(در اینجا کامل بخوانید!)

 

خیلی ببخشید آقای رحیمی، ولی خیلی تند دارید میرید!

 

فکر کنم بهتره از اول بشینید و فکر کنید!

 

5- چهار شعر از "م.ع سپانلو" را میتوانید با صدای خود ِ شاعر از اینجا دانلود کنید.

(دقت کنید که پسوند فایل صوتی .ram میباشد)

 

6- آخرین بخش از آخرین نامه ی "غلامحسین ساعدی" به "عیال ناز نازی اش" را که خواندم حالم جوری شد که...

 

"...میخواهم پای دیواری بمیرم. به من خیلی ظلم شده. به تمام اعتقاداتم قسم، اگر تو نبودی، الان هفت کفن پوسانده بودم. من خستهام، بیخانمانم، دربهدرم. تمام مدت جگرم آتش میگیرد. من حاضر نشدهام حتی یک کلمه فرانسه یاد بگیرم. من وطنم را میخواهم. من زنم را میخواهم. بدون زنم مطمئن باش تا چند ماه دیگر خواهم مرد. من اگر تو نباشی خواهم مرد، و شاید پیش از این که مرگ مرا انتخاب کند، من او را انتخاب کنم."

 

یاد این قسمت از ترانه ی شهیار قنبری افتادم:

 

خونه نگو! خرابه / آخ که دلم کبابه

 

۷-

EPILOGUE

 

PATIENCE, little Heart

One day a heavy, June-hot woman

Will enter and shut the door to stay

And when your stifling heart would summon

Cool, lonely night, her roused breasts will keep the

night at bay

Sitting in your room like two tiger-lilies

Flaming on after sunset

Destroying the cool, lonely night with the glow of

their hot twilight

There in the morning, still, while the fierce strange

scent comes yet

Stronger, hot and red; till you thirst for the

daffodillies

With an anguished, husky thirst that you cannot

assuage

When the daffodillies are dead, and a woman of the

dog-days holds you in gage

Patience, little Heart

 

D.H. Lawrence

 

+ | موضوع : دل نوشته | نوشته شده توسط مجید در 11:40 |
آخرين نوشته ها

+ in this time
+ نوشتاری بر:
+
+ ما را که بَرَد خانه ؟!
+ اولین ها
+ جیب ِ من را بزنید، شعورم را نه!
+ بی سرزمین تر از باد!
+ وقتی سیمین عصبانی می شود...!
+ بگذار این را باور نکنم!
+ نیاز (نماز!!) ِ امروز!