تبليغاتX
مریم ترین مریم! آنیما
2008/7/1
duNgEON
jail

به سمت ِ غربت ِ من نیلوفرانه برگرد

از من نه" من" طلب کن نه بهر ِ خانه برگرد

شمعی به جا نمانده پروانه در قفس مُرد

به سمت ِ قتل و کشتار باری شبانه برگرد

سینه سپر نکردم خواهر به گریه آمد

من "آه" می شوم ولی برادرانه برگرد

نیمه تمام ِ من را شعری تمام می کند

با خط ِ خود غریبم با یک ترانه برگرد

به شست و شوی چشمم تا چند دگر نشینم؟!

هر طور که می شود دید از این زمانه برگرد!

"م ج ی د"

+ | موضوع : عکس نوشته | نوشته شده توسط مجید در 18:53 |
2008/5/9
انسان بايد جايگزين زن و مرد شود
اینجا ایران است

ناکسی گر بر کسی بالا نشیند عیب نیست

روی دریا خس نشیند،زیر دریا گوهر است

آهن و فولاد هر دو از یک کوره می آید برون

از یکی شمشیر سازند،آن یکی نعل خر است

+ | موضوع : عکس نوشته | نوشته شده توسط مجید در 9:9 |
2008/4/12
cEmEtEry
 

از کنار گورستان گذشتیم
آن‌جا همه بودند
هم فاتحین
هم شکست‌خوردگان

در تاریکی
نمی‌توانستند ببینند
چه کسی
فاتح شد...

+ | موضوع : عکس نوشته | نوشته شده توسط مجید در 19:37 |
2008/2/6
راست مینشینند و دروغ میگویند...
شعری که در عکس ِ زیر نوشته شده .....بسیار قشنگ است(حتما ببنیید)

 

هیچ کس شاعر نیست
هیچ کس نمی‌تواند مثل کودکی که می‌خندد
یا درختی که غرق شکوفه است
شعر بگوید.

«کریستین بوبن(Christian Bobin)»

Honey

Dip your finger in honey
one by one
glistening buttons
slip apart
at lip's touch
...
(read all this poem here)

+ | موضوع : عکس نوشته | نوشته شده توسط مجید در 20:20
آخرين نوشته ها

+ in this time
+ نوشتاری بر:
+
+ ما را که بَرَد خانه ؟!
+ اولین ها
+ جیب ِ من را بزنید، شعورم را نه!
+ بی سرزمین تر از باد!
+ وقتی سیمین عصبانی می شود...!
+ بگذار این را باور نکنم!
+ نیاز (نماز!!) ِ امروز!