تبليغاتX
مریم ترین مریم! آنیما - به رنگ ِ شاملو
2008/4/25
به رنگ ِ شاملو

شعر شاملو به مثابه مرجع و نمونه بارز شعر نوين در ايران، محصول و بازتاب جنبش ها و انقلابات و شكست ها و پيروزي هائي بود كه طي قرن بيستم كارگران و توده هاي ستمديده در ايران و جهان از سر گذراندند، به افق هاي نوين چشم دوخته بود و خواسته ها و انگيزه هاي نوين طبقاتي و مبارزاتي را بيان مي كرد.

شعر شاملو، با مضامين نو و آهنگ و واژگان متفاوت، شعري در خور تلاش عظيم و روزمره صدها ميليون انسان كوچك و گمنام سراسر جهان براي كسب رهائي شد و حماسه هاي انقلابي در اين راه را بازتاب داد. تعهد شاملو به آرمان بزرگ رهائي بشر، از شعر وي يك شعر اجتماعي و مردمي ساخت. اين شعر زندگي بود كه مي خواست همدوش ياران ناشناخته اش در چين، كره يا فرانسه جنگ كند، و زماني ديگر خدايان دروغين عرصه ادب را بر دار خويشتن آونگ كند. پس نمي توانست و نمي بايست آنچنان نرم و لطيف باشد كه آب را گل نكند و خواب شاپركان را بر هم نزند. شاملو، شعرش را "شيپور مي خواست نه لالائي".(۱)  

آئينه تجربه شاملو از فعاليت سياسي و احزاب سياسي، با غبار رفرميسم و فرصت طلبي و خيانت نارهبران مكدر شد. اما عليرغم اينكه شاملو، سياست را "كلام آلوده" مي خواند و "سياست بازي و قدرت طلبي" را لازم و ملزوم و كار كسي مي دانست كه "لزوما براي حيات ذيروحي حرمتي قائل نيست"، سياست همواره در شعر وي حضور داشت. به باور شاملو، التزام هنرمند مي بايست "فارغ از قيد و بند فرقه گرائي و تحزب، التزامي فارغ از سياست" باشد، (۲) اما شعر اجتماعي شاملو به ناگزير از نزديك با تحولات سياسي جامعه و دنيا گره خورده بود. حتي آنجا كه اين شعر روي به انسان مجرد و فارغ از مرزهاي طبقاتي داشت نيز ردپاي سياست بر آن به چشم مي خورد و جز اين نمي توانست باشد. چرا كه مفاهيم عامي چون انسان، عشق، زيبائي، عدالت و رهائي در شعر شاملو از مجراي اين دنياي طبقاتي و سياسي عبور مي كرد و لاجرم خصلتي طبقاتي و سياسي مي يافت.

شاملو هميشه متاثر از مبارزه و جانفشاني پيشروان انقلابي مردم بود. او در شعر خود، تحولات بزرگ سياسي و اجتماعي و نقش "به چرا مرگ خود آگاهاني" را ثبت كرد كه روزهاي تيره، در برابر تندر مي ايستند تا خانه را روشن كنند. واژگان شاملو در گذر سيل آساي وقايع تكان دهنده و نقاط عطف تاريخي، صيقل خورد و زبان شعرش تكامل يافت. در سال هاي قبل از كودتاي 28 مرداد، فرزندان سرودخوان دريا، ستارگان بزرگ قرباني و شكوفه هاي سرخ از غرناطه و آتن تا آبادان، خون به رگهاي شعرش ريختند، و در سال هاي پاياني دهه 1340 كه تولد يك نسل نوين انقلابي با شليك گلوله ها اعلام شد، شعر شاملو تپشي ديگرگونه يافت. اين شعر به نوبه خود بيش از هركس بر انقلابيان جوان و مبارزان پيشرو تاثير گذاشت تا نقش و رسالت خويش را شفاف تر، قطعي تر و پيروزمندانه تر در اين آينه بنگرند، در رزم و پايداري، گل دهند و شكست زمستان را مژده آورند ــ حتي اگر خود رفته باشند و پيروزي را به چشم نبينند. (۳) شعر شاملو، گرمابخش جان زندانيان سياسي و جلوه و آرايشي بود كه آنان با حك كردنش بر در و ديوار سلول، افق ديد خويش را به فراسوي باروي اسارت مي كشاندند.

بخش بزرگ اشعار شاملو، آثاري است كه كادرهاي انقلابي و پيشروان توده به آن نياز دارند و مخاطبش هستند. شاملو نيز مانند هر هنرمند متعهد و مردمي با دو وظيفه روبرو بود: يكم، توده اي كردن يا در دسترس توده قرار دادن اثر هنري و نقد هنري، و تشويق و كشف آثاري كه توده ها خالق آنند. دوم، بالا بردن استانداردهاي هنري و كيفيت آثار. او با شعر خود عمدتا به وظيفه دوم پرداخت، هرچند نمي توان تلاش شبانه روزي شاملو براي يافتن روزنه ها و نقب زدن به ذهن توده هاي وسيع را ناديده گرفت و ارج ننهاد.

 

۱- درباره هنر و ادبيات ــ گفت و شنودي با احمد شاملو ــ به كوشش ناصر حريري ــ صفحه 173

۲- درباره هنر و ادبيات ــ گفت و شنودي با احمد شاملو ــ به كوشش ناصر حريري ــ صفحه ۱۲۵، ۱۳۴

۳- شعر "23"، مجموعه "قطعنامه" و شعر "مرگ نازلي" (باز تكثير در مجموعه اشعار احمد شاملو، مجلد اول)


موضوع شعر شاعر پيشين  از زنده‌گي نبود  / در آسمان  خشک  خيال اش ،او / جز با  شراب و يار نمي کرد  گفت و گو / او در خيال بود شب و روز/ در دام گيس مضحك  معشوقه  پاي بند،/ حال آن که ديگران  / دستي به جام باده و دستي به زلف يار / مستانه  در زمين خدا نعره مي زدند...!

موضوع شعر / امروز/ موضوع  ديگري است / امروز/شعر/ حربه ي خلق است / زيرا  که شاعران  / خود شاخه يي ز جنگل خلق اند / نه ياسمين  و سنبل  گل خانه ي فلان...

(احمد شاملو)

+ | موضوع : نگاه نقد و بررسی | نوشته شده توسط مجید در 12:56 |
آخرين نوشته ها

+ in this time
+ نوشتاری بر:
+
+ ما را که بَرَد خانه ؟!
+ اولین ها
+ جیب ِ من را بزنید، شعورم را نه!
+ بی سرزمین تر از باد!
+ وقتی سیمین عصبانی می شود...!
+ بگذار این را باور نکنم!
+ نیاز (نماز!!) ِ امروز!