هنر چیست؟
هنرمند کیست؟
هنرمند واقعی کیست؟
فکر نمیکنم کسی منکر ارزش و اهمیت ِ سه پرسش ِ فوق باشد.
پراکنده افراد ِ گوناگونی به این پرسش ها پاسخ داده اند.
و افرادی هم در آن تحقیق کرده اند و مطالبی نگاشته اند. ولی نگاهی دوباره هرچند مختصر را به این پرسش ها ضروری میدانم.
"هنر" (Art ، mystery) آفرینش ِ انسان است. در زبان سانسکریت از دو کلمه سو به معنی نیک و نر یا نره به معنای زن و مرد میباشد. با تبدل "س" به "هـ" در زبان اوستایی واژه ی "هونر" و بر مبنای قدرت عمومی "ضمه" در زبان فارسی، این کلمه در زبان پهلوی به شکل امروزی ِ "هنر" درآمده است؛ به معنی ِ "کامل و فرزانه".
گفته اند هنرهای زیبا هفت مورد است:
موسیقی(music) ،هنرهای دستی (handcraft)، ترسیمی(graphic)، ادبیات(literature)، معماری (architecture)، رقص و حرکات نمایشی (dance)، هنرهای نمایشی(expository art، dramatic art)
دو نکته ی مهم در مورد هنر:
1- از ارکان ِ مهم آن خلاقیت است.
2- هنر باید مایه ی "آرامش انسان" باشد.
باید دقت کرد که:
«تعريف هنر به طور دائمي (permanent) در ارتباط با تمام پديده هاي تاريخي، اجتماعي و جغرافيايي در تغيير است. ما در تاريخ نمونه هايي داريم از دوران هايي كه ايدئولوگها يا فلاسفه، متأثر از نظام فكري خاصي، هنر را در قالب هايي ديده اند و معرفي كرده اند كه به نحوي در نهايت هنرمندان را به بند كشيده و به پويايي هنر صدمه زد.»(1)
اما در تعريف هنر بايد به اين نكته دقت كرد كه اولاً، تعاريفي از هنر كه پردازش به ذات هنر دارند نه تنها هنر را محدود نمي كنند بلكه باعث عدم هرج و مرج در هنر مي شوند ثانياً فقدان تعريف ثابتي از هنر، هنر را به بازيچه اي تبديل مي كند كه هر كس داعيه داشتن آن را خواهد نمود.(2)
این فقدان ِ "تعریف" دارای جنبه های مثبت و منفی میباشد. برای مثال، جنبه ی مثبت آنکه این عدم تعریف باعث ِ گسترش ِ هنر گردیده است و بنابراین مخاطبان ِ بیشتری را همواره درگیر کرده است. از جنبه ی منفی میتوان به "سوءاستفاده های" احتمالی از هنر، برای سود بیشتر در منافع افرادی مثلا "حکومت ها و افراد جبر گرا" اشاره کرد.
"هنرمند" (Artist، Virtuoso)
اگر از روی واژه در پی ِ آن باشیم یعنی بگوییم: "هنر + مند"
گفته اند که پسوند ِ "مند" داشتن ِ چیزی را میرساند و بیان کرده اند که معنای تقریبی ِ "دارنده" است.
در نتیجه "هنرمند" با عنایت بر توضیح فوق یعنی "دارنده ی هنر"
لذا تعریف "هنرمند" بسیار گسترده است و شامل ِ طیف وسیع از فعالیت هایی خواهد بود.
اما دو سوال مهم:
1- هنرمند، کاشف هنر یا خالق هنر؟ یا صاحب ِ هنر؟
2- هنرمند، روشنفکر است؟ یا روشنفکر، هنرمند است؟ یا هیچ کدام یا هر دو؟
بر عقیده ی من، هنرمند، خالق هنر نیست (البته گفتنی است عدم تعریف ِ خاص برای هنر از دلایل ِ من است) بلکه تا حدودی (نه کاملا)، "کاشف هنر" است.
که با کشف ِ آن، به سمت ِ متخصص شدن پیش میرود، و من بر این عقیده ام که هنرمند با تکامل ِ خود متخصص ِ هنر ِ خود میشود.
در مورد سوال دوم، بر این عقیده ام که، هنرمند الزاما روشنفکر نیست و بر عکس (یعنی روشنفکر هم الزاما هنرمند نیست) ولی باز هم چون باید به معنا و مفهوم "روشنفکر" هم پرداخت تا در این زمینه بحث ِ مناسبی کرد از آن میگذریم ولی "منطقا" به نظر میرسد که در یک شرایط مساوی بین دو هنرمند، آن برتر است که "روشنفکر تر" باشد. ولی باز هم با عدم ارائه تعریف یا مفهوم از روشنفکری تفضیل آن کار را ممکن است پیچیده تر کند.
"هنرمند واقعی"(Real virtuoso)
همه ی افراد بدون استثنا در مورد ِ هنرمند ِ واقعی، بیش از پیش درگیر ِ "سلیقه" میشوند.
شاید مناسب ترین و شایسته ترین، عبارت در مورد ِ "هنرمند واقعی"، عبارت ِ زیر باشد:
هنرمند "واقعي" کسي است که نمي تواند هنرمند نباشد(3)
به تاویل ِ من، میتوان گفت، هنرمندی که نمیتواند بدون ِ هنر باشد یا بی آن، چیزی کم دارد را "هنرمند واقعی" خواند.
هدف از نگارش مختصر مقاله ی فوق:
یادآوری ِ سه مفهوم پر ارزش بود تا به اختصار دیگر بار نگاهی دقیق به اطراف خود انداخته و جدی تر از پیش مواظب باشیم که مفاهیم ِ با ارزشمان را به هر چیز و هر کس نسبت ندهیم. و همچنین پی ببریم که افرادی همواره در تلاش برای خوراندن ِ عبث ترین و بی فایده ترین فعالیت ها به عنوان ِ هنر و شخصیت ها به عنوان هنرمند ( و هنرمند واقعی) به ما هستند.
به علت اختصار مطلب (که برای خودم خواستنی بود) از خیلی موارد و ظرایف چشم پوشی کرده ام. اما از آنجا که ما ایرانیان در مفاهیم ِ والای فوق، همواره متذکر "اخلاق" میشویم در انتها باید عرض کنم که به دیدگاه ِ من، "اخلاق" از ذات ِ هنر است بنابراین همانطور که بیان شد نه تنها آن را محدود نمیکند بلکه به مواردی چون کمال ِ هنرمند، که ذکرش رفت بسیار کمک می کند. تا آنجا که هنرمند ِ بدون ِ اخلاق، ممکن است حتی به "هنر" ضربه وارد کند.
1) گل صباحي گلناز، به طرف شرق، نشر تلخون، تهران، چاپ اول، ۱۳۸۲
2) روزنامه ی همشهری، مقاله ی "نگاهی به دیدگاه های کلیدی علیرضا مشایخی در موسیقی نو"
3) روزنامه ی روز، مطلبی در مورد ِ "نیک آهنگ کوثر"

